الفيض الكاشاني

346

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

كلّ شىء قدير . » « 1 » امام رضا عليه السّلام فرموده است : « هر بنده‌اى كه قبر مؤمنى را زيارت كند و هفت بار إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ بر آن بخواند خداوند او و صاحب قبر را مىآمرزد . » « 2 » غزّالى مىگويد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « هر كس قبر پدر و مادرش يا يكى از آنها را در هر جمعه زيارت كند خداوند او را مىآمرزد و او را نيكوكار ثبت مىكند . » « 3 » از ابن سيرين نقل شده كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : پدر و مادر انسان مىميرند در حالى كه او نسبت به آنها بد رفتار بوده است و پس از مرگشان او براى آنها دعا مىكند ، خداوند او را از جمله نيكو كاران به ثبت مىرساند . » « 4 » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « هر كس قبر مرا زيارت كند شفاعت او بر من واجب شده است . » « 5 » و نيز : « كسى كه براى رسيدن به ثواب الهى مرا در مدينه زيارت كند روز قيامت شفيع و گواه او خواهم بود . » « 6 » كعب گفته است : هيچ سپيدهء صبحى نمىدمد جز اين كه هفتاد هزار فرشته فرود مىآيند و گرداگرد قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را مىگيرند و بالهاى خود را بدان مىزنند و به آن حضرت درود مىفرستند تا شب شود ، در اين هنگام آنها بالا مىروند و فرشتگانى به تعداد آنها فرود مىآيند و همان كار را انجام مىدهند تا آنگاه كه زمين شكافته شود و آن حضرت با هفتاد هزار فرشته كه پيوسته او را تعظيم مىكنند بيرون آيد . مىگويم : غزّالى سپس آنچه را مربوط به زيارت قبور و آداب آن و جز اينهاست ذكر كرده است كه چون نمىتوان بر آنها اعتماد كرد از آنها چشم مىپوشيم و به جاى آنها آنچه را از طريق خاصّه ( شيعه ) از امام صادق عليه السّلام وارد شده است ذكر مىكنيم : از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه از آن حضرت پرسيدند چگونه بر اهل قبور سلام كنيم ؟ فرمود : « مىگويى : السّلام على أهل الدّيار من المؤمنين و المسلمين أنتم لنا فرط و نحن إن

--> ( 1 ) همان مأخذ ، باب التّعزيه و الجزع ، شماره 39 و 40 . ( 2 ) همان مأخذ ، باب التعزيه و الجزع ، شماره 39 و 40 . ( 3 ) النّوايه حكيم ترمذى از حديث ابى هريره به سند ضعيف ، الجامع الصغير . ( 4 ) عراقى گفته است : القبور ابن ابى الدّنيا و اين حديثى مرسل است و اسناد آن صحيح مىباشد . ( 5 ) مسند ، بزّار از حديث عبد اللّه بن ابراهيم غفّارى ؛ مجمع الزّوائد ، ج 4 ، ص 2 . ( 6 ) طبرانى نظير آن از حديث ابن عمر ، و ابن السّكن آن را صحيح دانسته است ؛ ( المغنى ) .